تبليغاتX
حامد

حامد

او خواهد آمد

او خواهد آمد

او زخم تنهایی ات را

مرهم نهد با ناز قدمهایش

شب تنهایی ات را

 سحر کند با صدای خنده هایش

او خواهد آمد

او با خود به باغچه ات گل خواهد آورد

او خواهد آمد

چشمهایت را باز کن تا ببینی اورا

+ نوشته شده در  Fri 6 Apr 2007ساعت   توسط حامد  | 

او خواهد آمد

او زخم تنهایی ات را

مرهم نهد با ناز قدمهایش

شب تنهایی ات را

 سحر کند با صدای خنده هایش

او خواهد آمد

او با خود به باغچه ات گل خواهد آورد

او خواهد آمد

چشمهایت را باز کن تا ببینی اورا

 

+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2007ساعت   توسط حامد  | 

 

عشق در باغ ها نمی رويد،

عشق در بازار فروخته نمي شود.

هر آنكو  آنرا مي طلبد، شاه يا گدا،

سرش را مي دهد تا بستاندش.

 

+ نوشته شده در  Sat 10 Mar 2007ساعت   توسط حامد  | 

 

من از تو دورم

 

من از تو دورم اما دلم بهت نزدیکه

 

من از تو دورم اما عشقم با تو یکیه

 

من از تو دورم اما قلبم فقط مال توست

 

من از تو دورم اما چشام به دنبال توست

 

من از تو دورم اما تموم زندگی ایم توست

 

من از تو دورم اما هر نفسم مال توست

 

من از تو دورم اما دستام تو دستای توست

 

من از تو دورم اما چشام به چشمای توست

 

+ نوشته شده در  Mon 26 Feb 2007ساعت   توسط حامد  | 


من تمنا کردم


که تو با من باشی


                        تو به من گفتی:
                                                هرگز هرگز


پاسخی سخت و درشت


                     و مرا غصهً این
                                                   «هرگز»
                                                                       کشت

 

***********************************************

دوستان ببخشین که اپم دیر شد . از دوست عزیزم خاتون شب هم به خاطر عکسش تشکر میکنم

+ نوشته شده در  Wed 14 Feb 2007ساعت   توسط حامد  | 

بچه که بودم مدام دستم را از دستان ِ نگراني که مراقبم بود ،

 رها مي کردم و آرزويم بود

 که يکبار هم شده تنها از خيابان زندگي رد شوم !

حالا که ديگر نمي شود بچه بود

و فقط مي شود عاشق بود

 از سر ِ بچگي ،

 هر چه وسط ِ خيابان ِ زندگي سر به هوا مي دوم ...

هيچ کس حاضر نمي شود

 دستم رابگيرد و براي لحظه اي حتي مراقبم باشد !

 

+ نوشته شده در  Tue 23 Jan 2007ساعت   توسط حامد  |