او خواهد آمد
او خواهد آمد
او زخم تنهایی ات را
مرهم نهد با ناز قدمهایش
شب تنهایی ات را
سحر کند با صدای خنده هایش
او خواهد آمد
او با خود به باغچه ات گل خواهد آورد
او خواهد آمد
چشمهایت را باز کن تا ببینی اورا
او خواهد آمد
او زخم تنهایی ات را
مرهم نهد با ناز قدمهایش
شب تنهایی ات را
سحر کند با صدای خنده هایش
او خواهد آمد
او با خود به باغچه ات گل خواهد آورد
او خواهد آمد
چشمهایت را باز کن تا ببینی اورا
او خواهد آمد
او زخم تنهایی ات را
مرهم نهد با ناز قدمهایش
شب تنهایی ات را
سحر کند با صدای خنده هایش
او خواهد آمد
او با خود به باغچه ات گل خواهد آورد
او خواهد آمد
چشمهایت را باز کن تا ببینی اورا
عشق در باغ ها نمی رويد،
عشق در بازار فروخته نمي شود.
هر آنكو آنرا مي طلبد، شاه يا گدا،
سرش را مي دهد تا بستاندش.
من از تو دورم
من از تو دورم اما دلم بهت نزدیکه
من از تو دورم اما عشقم با تو یکیه
من از تو دورم اما قلبم فقط مال توست
من از تو دورم اما چشام به دنبال توست
من از تو دورم اما تموم زندگی ایم توست
من از تو دورم اما هر نفسم مال توست
من از تو دورم اما دستام تو دستای توست
من از تو دورم اما چشام به چشمای توست

من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو به من گفتی:
هرگز هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مرا غصهً این
«هرگز»
کشت
***********************************************
دوستان ببخشین که اپم دیر شد . از دوست عزیزم خاتون شب هم به خاطر عکسش تشکر میکنم
رها مي کردم و آرزويم بود
که يکبار هم شده تنها از خيابان زندگي رد شوم !
حالا که ديگر نمي شود بچه بود
و فقط مي شود عاشق بود
از سر ِ بچگي ،
هر چه وسط ِ خيابان ِ زندگي سر به هوا مي دوم ...
هيچ کس حاضر نمي شود
دستم رابگيرد و براي لحظه اي حتي مراقبم باشد !